تفکر
  
 این وبلاگ همدل و همراه هر کسی است که صادقانه و خالصانه جویای حقیقت است
 
شهریور 1386
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو
موضوع بندی

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 3 مرداد ماه سال 1386
چهل نکته در باب روش صحیح اندیشه و مصونیت از مغالطه و سوء تفاهم
  • هر گاه استفاده از لفظ مشترک موجب دو پهلویی و ابهام کلام شود، به طوری که برخی معانی آن مطلوب و مورد نظر نبوده یا سبب سوء تفاهم مخاطب شود، باید از لفظ دیگری استفاده کرد که فقط معنای مطلوب و مورد نظر را افاده کند.

  • اگر جمله‌ای بکار ببریم که بیش از یک معنا داشته باشد و آن جمله برای مخاطب مطابق با یک تفسیر صحیح و مقبول باشد و مطابق با تأویل و تفسیر دیگر خطا و غیرقابل قبول، باید استناج ما بر اساس معنایی باشد که در مقدمات استدلال آمده است.

  • باید نسبت به استعمال کلمات مبهم حساسیت نشان داد و در مواردی که احتمال خطا و خلاف وجود دارد، یا باید از چنین کلماتی اجتناب شود و یا مراد از هر یک به صورت دقیق و تعریف شده مشخص گردد.

  • باید در گزاره‌های مهمله دقت کنیم و ببینم آیا مقصود تعمیم یک حکم است، در صورتی که تعمیمی در کار باشد، باید ببینیم آیا این تعمیم و کلیت قابل قبول است.

  • باید سورهای کلی نما و مبهم مثل: اغلب، غالب، اکثر، بیشتر، بندرت، تقریباً و . . . را شناسایی کرده و ببینیم آیا فی‌الجمله به همان معنا قابل قبول است و اگر مقصود افاده معنای کلی نباشد بپذیریم.

  • باید از تعریف دوری اجتناب کرد.

  • نباید حقیقت چیزی را در یکی از صفات آن خلاصه کرد.

  • باید در تعلیل امور دقت کرد و از یکسونگری پرهیز نمود و تمامی علل و عوامل دخیل در یک پدیده را برشمرد.

  • باید از بزرگنمایی و کوچکنمایی واقعیات پرهیز کرد.

  • باید در انواع بیانهای آماری دقت کرد.

  • باید از دروغ پرهیز کرد. برای کشف دروغ می‌توان در محتوای سخن و سازگاری درونی و گوینده‌ی آن دقت کرد.

  • نقل قولها باید کامل باشد و به مجموع و کلیت آرای شخص توجه کرد. نباید آرای اشخاص را اسلایدگونه بلکه باید فیلم‌گونه دید.

  • باید از دخل و تصرف در سخن دیگران پرهیز نمود. در جهان رسانه‌های امروز نیز باید مراقب دخل و تصرفها و تغییر و تبدیلها بود.

  • همواره باید به دنبال مقصود صاحب گفتار، نوشتار و رفتار و نباید آنها را بر خلاف آن توجیه و تفسیر کرد.

  • اثبات شیئ نفی ماعدا نمی‌کند و نسبت دادن صفتی به شیئ یا شخصی خاص به معنای سلب و نفی صفات دیگر نیست.

  • پس از مطرح کردن مدعای خود باید به بیان ادله‌ی آن پرداخت تا راه برای قضاوت دیگران باز باشد. نباید بدون دلیل به صدق و کذب هیچ قضیه‌ای حکم کرد و نباید فکر کرد آنچه اثبات نشده یا ما دلیلی بر اثبات آن نداریم مردود است و نمی‌تواند وجود داشته باشد و بر عکس آنچه نفی نشده یا ما دلیلی بر ضد آن نداریم صحیح و مقبول است.

  • نباید علم و دانش اندک بشری خود را ملاک و میزان حق و باطل و بود و نبود چیزی قرار داد.

  • باید به بیان عقاید خود پرداخت و اثبات خود را در نفی دیگران ندید.

  • بقول ارسطو: چنان حرف بزنید که مردم عادی و عوام بفهمند و مردم عالم و خواص در آن اشکال نکنند.

  • باید بیان واقعیت را از تحلیل، بیان ذهنیت و موضعگیری شخصی جدا کرد.

  • باید با خودسازی و غلبه بر هوا و هوس و رذایلی مثل: کبر و غرور، منفعت طلبی، تعصب و لجاجت، حسادت، . . . خود را از آفات و حجابهای دانش و اندیشه رهایی بخشید.

  • در هر زمینه‌ی تخصصی باید به متخصصین آن مراجعه و استناد کرد.

  • باید به اظهارات دیگران بطور کامل گوش و از قطع سخن آنان پرهیز کرد.

  • در برخورد با کسی که مرتکب مغالطه شده باید سعی کنیم به صورت منطقی نشان دهیم که کجای سخن یا استدلال او نادرست است و اگر کسی ما را به ارتکاب مغالطه متهم کرد از او بخواهیم مقصود خود را توضیح دهد و نشان دهد که ما در کجای سخن خود و مرتکب چه مغالطه‌ای شده‌ایم.

  • باید همواره هر عقیده‌ای را مستقل از هر عامل بیگانه، مورد قضاوت و نقد قرار داد. صحت و بطلان یک عقیده مربوط به محتوا و ادله‌ای است که در تأیید آن اقامه می‌شود نه شخصیتی که آن عقیده را اظهار کرده است و نه هیچ چیز دیگر.

  • در نقد یک نظریه و مکتب، نقد را باید متوجه خود آن نظریه و مکتب کرد نه طرفداران آن.

  • برای قضاوت درباره‌ی چیزی باید کامل‌ترین ارزیابی را از آن به دست آوریم و حتی‌المقدور تمام نکات مثبت و منفی و نقاط قوت و ضعف آن را پیدا کنیم و در نهایت با در نظر گرفتن تمام نکات مثبت و منفی حکم و قضاوت نهایی خود را صادر نماییم.

  • علت و دلیل(ثبوت و اثبات) را نباید با هم خلط کرد.

  • ضعف و نارسایی دلیل نشانه‌ی مردود بودن مدعا نیست.

  • در مثال نباید مناقشه کرد.

  • باید میان اشکالات اصلی خود و یک برنامه و پیشنهاد و میان اشکالات پیش پا افتاده‌ای که بطور تبعی مطرح می‌شود، تفکیک قائل شد و در واقع مغالطه‌ی بهانه‌ی با عدم این تفکیک آنها را یکسان فرض کرد.

  • باید بهانه‌ها و اعتراضات پیش‌پا افتاده‌ای را که مطرح می‌شود بشنویم و به آن پاسخ دهیم.

  • پاسخ به هر سؤالی، اعتراف به پیش‌فرض ضمنی سؤال است. ولذا باید سؤال را تحلیل و از نو طرح کرد.

  • نباید به جای استدلال به شوخی و تمسخر پرداخت و از بحث منحرف شد.

  • از کلی‌گویی و استعمال کلمات مبهم باید پرهیز نمود.

  • نباید معنای لغوی و اصطلاحی کلمات را خلط کرد.

  • از تغییر معنا و تعریف مفاهیم باید پرهیز نمود.

  • هنگام مواجهه نباید به عیوب شخص معترض و مواضع او توجه کرد و باید دید آن اعتراض صحیح است یا نه.

  • در نقد و مقایسه‌ی دو نظر و مکتب و . . . باید ملاک قضاوت و مقایسه مشخص باشد.

  • اگر با حقیقتی برخورد کردیم که با پیش فرضهای ما مغایرت داشت، باید به تصحیح پیش فرضهای خود بپردازیم و آنها را مطابق با آن حقیقت سازیم.

  • برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
    نام کاربری
     
    تعداد بازدیدکنندگان : 8690


    Powered by BlogSky.com

    عناوین آخرین یادداشت ها

    شناسنامه کامل من...