تفکر
  
 این وبلاگ همدل و همراه هر کسی است که صادقانه و خالصانه جویای حقیقت است
 
شهریور 1386
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو
موضوع بندی
 
یکشنبه 4 شهریور ماه سال 1386
راز آفرینش/ هدف زندگی!؟

این مسئله و بسیاری مسائل دیگر برای بنده هم مطرح بود. به یاد دارم که در این مورد کتابی به نام «هدف زندگی» از شهید مطهری، و کتابی به نام «فلسفه‌ی آفرینش» از علامه جعفری و یکی هم از آقای زین العابدین قربانی. این بحثها در کتب کلامی ما نیز به نوعی مطرح بوده است. هر کس به گونه‌ای طرح مسئله کرده و پاسخی به این پرسش داده است.

خدا حکیم است و حکمت اقتضا می‌کند که کار بیهوده و بی‌هدف و لغو انجام ندهد. همین خدا به ما عقل پرسشگر و جستجوگر هم داده که از حکمت کارهای او می‌پرسد و . . . همین خدا به کرّات انسان را دعوت به تفکر در آیات خود می‌کند. و باز همین خدا در کتاب خود از حکمت آفرینش پرده‌ها برداشته ولی این سؤال را هم باید مطرح کرد که آیا عقل محدود انسان را رسد که به تمامی حکمتها و رازهای آفرینش راه یابد؟ خدای حکیم و علیم و قادر مطلق و . . . کارهایی کرده و من در پی فهم چند و چون کارهای او هستم اما تا چه حد و چگونه به راز این امور می‌توانم پی برد؟ معصومین علیهم السلام نیز درباره‌ی اسرار آفرینش و احکام و شرایع اشاراتی داشته‌اند که در کتاب شریف «علل الشرایع» آمده است. آیا عقل خودش مستقلاً می‌تواند به حکمتهای آفرینش و . . . پی‌ببرد؟ آیا می‌توانیم به حقیقت بیانات معصومین در این مسائل برسیم؟! عقل این توانایی را دارد که تا حدی مستقلاً و نیز در پرتو بیان وحی و معصومین(ع) به حقایقی دست یابد. با سیر و سلوک عملی و در نتیجه از راه کشف و شهود قلبی نیز بسیاری حقایق برای انسان مکشوف می‌گردد.

ما غالباً و عملاً خدا را مانند خودمان می‌انگاریم. خدا مانند ما نیست. گویی انسان بندرت از انسان‌انگاریِ خدا خلاصی می‌یابد. هر موجودی در حد ظرفیت خود خدا را می‌شناسد. البته ظرفیت انسان حدی ندارد و قابل افزایش است. بنا بر این قدری باید در این حقیقت متمرکز شویم که خدا مانند ما نیست. او تمامی کمالات را بطور مطلق و نامحدود دارد و از هر نقص و محدودیت و بدی و ظلمی مبراست. سبحان الله ربی الاعلی . . .

۱- خدای رحمان و رحیم ما را در حالی که نبودیم به وجود آورد. می‌توانست این کار را نکند و ما هم نبودیم و طلبی از خدا نداشتیم. آیا وجود داشتن و خارج شدن از تاریکخانه‌ی عدم و آمدن به روشنای وجود بد است؟ او لطف کرد و ما را از تاریکیِ عدم به روشنای وجود آورد. آغاز و انجام آفرینش رحمت است. آفرینش ما اقتضای رحمت اوست و برای غایت وجود ما هم رحمت بی‌منتهای خود را خواسته است(یعنی بهشت آرزوها). در قرآن کریم «عبادت» و «رحمت» به عنوان حکمت آفرینش ذکر شده است. رحمت هم آغاز است هم پایان و عبادت نیز راه رسیدن به رحمت ابدی است.

۲- در حدیث «کنز مخفی» خداوند متعال فرموده: «من گنج نهانی بودم که دوست داشتم شناخته شوم پس خلق را آفریدم تا شناخته شوم». پس راز دیگر آفرینش آشنا کردن ما با گنج وجود یعنی خداست. یعنی ما آمده‌ایم تا به تماشای گنج زیبایی و خوبی و کمالات یعنی خدا بنشینیم. اگر خلق نشده بودیم با چنین خدایی آشنا نبودیم. او عاشق خود بود چون غیر او و بالاتر از او کسی نبود. خلایق را به عنوان جلوه‌های خود آفرید تا به تماشای خود پردازد. همچنین او عاشق خلایق است چون آنها نیز جلوه‌های او هستند. در دارِ وجود کسی جز او و جلوه‌های او نیست. ما جلوه‌های او هستیم. او آفتاب است و ما شعاهای آن آفتاب عالم تاب. آیا به آفتاب می‌شود گفت چرا نور افشانی می‌کنی؟ آیا جمال روشن آفتاب با تاریکی می‌سازد؟ آیا آفتاب را سزد که نور افشانی نکند؟


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 7392


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...