تمدن غرب هم مبنا و نقطهی عزیمتش شیطانی است هم عملکرد و کارنامهاش. آشی که غرب ماسونی و صهیونی پخته است.
چرا که روح تمدن غرب اومانیسم است که در واقع با یک تشر به خدا شروع شد. صاحب نظران فاوست گوته را سمبل غرب می دانند. کسی که روح خود را به شیطان فروخت. بنابراین تمدن غرب سکولار، نیهیلیستی، شیطانی و ظالمانه بوده است.
و اما دربارهی شیطانی بودن عملکرد و کارنامهی تمدن غرب بهتر است به سراغ مستمرات غرب برویم و افعال غرب را در آینهی احوال آنان به تماشا بنشینیم: استعمار کهنه، نو و فرانو. تمدن غرب نه فقط برای دیگران بلکه برای خود غرب هم گران تمام شده است؛ یعنی به بهای غفلت از عالم غیب و انکار آیات الهی و . . .
این تمدن اما فاتحهاش خوانده شده است؛ چون به دورهی پیری و فرتوتی خود رسیده است. ولی نباید سادهانگارانه امروز و فردا منتظر مرگش باشیم. هنوز فردای تاریخ غربی است؛ فردایی سخت و دشوار و ...
نشانههای افول و انحطاط تمدن غرب خشونت، بی منطقی و صراحت سفسطه و دروغ و نفاق و ریاکاری است و صد البته ظهور فساد در بر و بحر و حرث و نسل و اخلاق و افعال. آنچه امروزه غرب را راه میبرد سیاستمداران و استراتژیستها هستند نه متفکران؛ و این خود نشانهی دیگر است. و مهمتر از همه جریان پست مدرن است که نشانهی سستی اساس تئوریک مدرنیته و تردید و تأمل در مبانی آن بوده است؛ هرچند بیشتر جنبهی سلبی دارد.
و نیز وقوع انقلاب اسلامی به عنوان شکافی بزرگ در دیوار مدرنیته که هم جنبهی سلبی دارد (خروج از اومانیسم و نفی و طرد آن) و هم جنبهی ایجابی یعنی گشایش راهی دیگر. |